خسوف کرد:(روزنامه ای نبود بنویسد) خسته/ گریسته/ سیلی خورده / پهلو شکسته / پهلو سوخته /
در سوگ نشسته ی امامی شهید / امامی به دنیا نیامده / و دیگر هیچ...
محاق بود که درخشید: هلال / نیم نیم دایره / نیم دایره / سه ربع دایره / بدر/ بدر بدر/ فرشتگان
هلهله کردند / و خدا خیره شد به زمین /
به ستاره ی چهاردهم
وارد می شوید ثانیه ها / بدون سلام به خانه ی من
از بلندگوی رادیو / تصویر تلوزیون و امواج ماهواره:
«ماه گرفتگی کامل در ایران» « ماه گرفتگی امشب» «چهل و پنج دقیقه دیگر»
«پنج دقیقه دیگر» « پخش مستقیم»
معصوم فرزندان تو مادر!
که خسوف می کنند در جای جای زمین
و خیرگذاریها / خبرگذاریها که سکوت
و این همه سکوت...
«سیّد»

معرفی کتاب:
« ابوبکر، عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند فرستاد، آنها از بیرون آمدن خوداری
نمودند؛ در این هنگام عمر دستور داد که هیزم بیاورند...»
<<<<< شهادت مادرم فاطمه افسانه نیست >>>>>
(نگاهی به مظلومیت های حضرت فاطمه(س) در منابع اهل سنت)
ناشر: عطر یاس
|